سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
201
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
نمودن دو قيد نيازمند و محتاج هستيم مردود مىباشد و وجه ردّ اينست كه : اصلا هيچ نيازى به ايندو قيد نيست بلكه ذكر آنها حشو و زايد است زيرا دخول استعاره در تعريف مجاز موقوف به قيد [ بالتحقيق ] نبوده همانطوريكه خروجش از تعريف حقيقت وابسته به قيد [ من غير تأويل فى الوضع ] نيست و دليل بر اين مدّعا آنست كه : لفظ [ وضع ] وقتى مطلق و بدون قيد بيايد كافى در اخراج استعاره از تعريف حقيقت بوده همانطوريكه در ادخال آن در تعريف مجاز كفايت مىنمايد بخاطر آنكه وضع بدون تقييد به دو قيد مزبور شامل وضع تأويلى نبوده بلكه منصرف بفرد كامل آنكه وضع حقيقى است مىباشد و با اين فرض هيچ نيازى به زياد نمودن قيد [ تحقيق ] نداريم زيرا از تعريف مجاز كلمهاى كه به وضع حقيقى موضوعله است خارج شده قهرا موضوع به وضع تأويلى همچون استعاره در تعريف باقى ميماند و نيز هيچ احتياجى به [ من غير تأويل ] در تعريف حقيقت نداريم به خاطر آنكه استعاره از تعريف حقيقت بدون اين قيد خارج مىباشد زيرا استعاره اگر چه موضوع بوده ولى موضوع به وضع تأويلى است و بدين ترتيب از تعريف حقيقت خارج مىباشد . قوله : و ما يشتق منه كالموضوعة : وجه اينكه شارح مشتق از [ وضع ] را در اينجا آورد آنست كه سكاكى در تعريف مجاز به كلمه [ موضوعة ] تعبير نموده است . قوله : لا يتناول الوضع بتأويل : يعنى از لفظ [ وضع ] معناى عام اراده نميشود تا هم وضع تحقيقى را شامل شده و هم وضع تاويلى را